تشکیل کلاسها از 25 بهمن

با سلام خدمت همه همکلاسیهای عزیز

ما شدیم سنگ صبور بچه ها

تعدادی از بجه ها با واسطه و بی واسطه میان میگن آقا این جه وضعشه کلاسها چرا اینجوری میشه و یعنی چی و این حرفا...............

و منو میندازن وسط که تو برو با گنده های کلاس صحبت کن و این وسط من خراب میشم.واز چشم من نبینید من خودم دوشنبه صبح نمیام

و بنا به اکثرین رای بچه ها کلاس تشکیل میشود

ختم جلسه                                                                                      ومن الله التوفیق۲۰و۱۱و۸۹

من خودم از خدامه تشکیل نشه کلی باید پول بنزین بده این حرف بچه های پشت پرده بود

فرقی نمیکنه و این حرفا یعنی عمرو عاص بازی یا آره یا نه

 

 

تجلیل از یک استاد

 

روز اولی که سر کلاسش رفتم، با صلابت وارد کلاس شد. اول از همه چند تا سؤال از بچه ها پرسید؛ چون من عادت داشتم جلو بنشینم و فاصله من از همه با استاد کمتر بود، بیشتر این سؤالا رو از من می­پرسید؛ بعد گفت "همتون بی سوادید... من تعجب می کنم چطوری وارد مقطع فوق لیسانس شدید". اشک توی چشمام حلقه زد. احساس بی­سوادی می­کردم، از طرف دیگه ازش متنفر شده بودم. با خودم گفتم چرا اینقدر همه را تحقیر می­کنه؟

 جلسه بعدی رسید. یک موضوع بروز شهر تهران را مطرح کرد و گفت تحلیل بنویسین. گفتم یعنی دقیقا باید چی بنویسیم استاد؟ گفت "فکر کنین و با فکرتون تجزیه و تحلیل کنین". این یک پدیده نادر بود! فکر کنین! تجزیه و تحلیل کنین! هیچ معلم یا استادی تابحال از من چنین کاری نخواسته بود. فکر تک­بعدی و ضعیف من فعال شد. باید فکر می­کردم. باید می­نوشتم.

ادامه نوشته

سکوت

 

فریدون مشیری

من سکوت خویش را گم کرده ام

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم

ادامه نوشته

تعويض تاريخ امتحان

با سلام

نظر به اينكه امتحان بافت فرسوده در ترم جديد در تاريخ ۱۳ تير ماه برگزار ميشه و تنها ۱ روز جهت مطالعه وقت داريم خواهشا همگي روز دوشنبه جهت ارايه نامه به مديريت گروه همكاري نماييد.

پانته آ

در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند. در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتي هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..
کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت.
هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.

تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی
قرن 18 روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است

برگرفته از http://piremardodarya.blogfa.com/

سومین همایش علمی سراسری جغرافیا

 

فراخوان سومین همایش علمی سراسری جغرافیا

 مقالات: 

برنامه ریزی شهری

  آمایش

...

برگزارکنندگان همایش: دانشگاه تهران - انجمن های علمی دانشکده جغرافیا با حمایت شهرداری تهران و ...

شرایط ارسال مقالات:

کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری همچنين فارغ التحصیلان سال تحصیلی 89-1388 مقاطع یاد شده می توانند مقالات خود را به آدرس پست الکترونیک مربوط ارسال نمایند.

mailto:geographyresearch88@gmail.com

موضوع ایمیل کلمه ای که باید درج شود
سوالات و مشکلات پرسش
مقالات اقلیم شناسی اقلیم شناسی
مقالات ژئومورفولوژی ژئومورفولوژی
مقالات برنامه ریزی شهری شهری
مقالات برنامه ریزی روستایی روستایی
مقالات برنامه ریزی گردشگری گردشگری
مقالات جغرافیای سیاسی سیاسی
مقالات کارتوگرافی , RS , GIS کارتوگرافی
مقالات آمایش و جغرافیای نظامی آمایش
طرح نظر، انتقاد و پیشنهاد نظر

مقاله­ حداکثر در 6 صفحه شامل چکيده (حداکثر در 250 کلمه)، واژه­گان کليدی (حداکثر 5 کلمه)، طرح مسأله و ضرورت تحقیق، روش تحقيق، محدوده مطالعه شده، يافته­ها و جمع­بندی و نتیجه­گیری است که با قلم zar فونت 12 در محیط Word تایپ شده باشد. وضعيت پذيرش مقاله بعد از انجام مرحله داوری علمی و به دو صورت ارائه شفاهی و پوستری مشخص و به نویسنده اعلام خواهد شد.

مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۸۹

اطلاعات بیشتر: http://igscut.ir/

مقاله: اندیشه های جان هیداک و آموزش معماری در کوپریونیون

مطلب زیر از وبلاگ خانم دکتر شاهچراغی برداشت شده و مقاله جالبیه به قلم خود ایشان:

 

متن کامل این مقاله ، در فصلنامه معماری و فرهنگ، شماره٣۴ در صفحات ۶۵ تا ۶٨ به چاپ رسیده است.

 

اندیشه های جان هیداک و آموزش معماری در کوپریونیون

مولف:آزاده شاهچراغی

    چکیده:

 

مدرسه معماری کوپریونیون که در شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا واقع است در دهه های اخیر در زمره بهترین مدارس معماری جهان شناخته شده است. در حقیقت از یک سو، حضور معماران شاخص و صاحب سبک همچون پیتر آیزنمن، برناردچومی، جان هیداک و... درعرصه آموزش در این مدرسه و از سوی دیگر موفقیت های چشم گیر فارغ التحصیلان آن همچون شیگروبن، توشیکوموری، دانیل لیبسکیند درعرصه جهانی به طور توأمان موجب شده است که شیوه آموزش معماری این مدرسه همتراز با دیگر مدارس مطرح معماری دنیا مورد توجه باشد.

یکی از دلایل اهمیت سیستم آموزشی در مدرسه معماری کوپریونیون، به وقوع پیوستن، اندیشه های جان هیداک درخصوص شیوه آموزش معماری است. جان هیداک که خود در سال ١٩۵٠ از این مدرسه معماری فارغ التحصیل شد از ١٩۶۴تا ١٩٧۵ در آن به تدریس پرداخت و ازآن پس به مدت ٢۵سال تا پایان عمرش(سال ٢٠٠٠) ، سرپرست مدرسه معماری کوپرینیون بود. منتقدین معماری که از جان هیداک به عنوان معمار-پژوهشگر و معمار- معلم یاد می کنند، عقیده دارند که وی نه تنها پایه گذار سیستم آموزش معماری در این مدرسه بوده بلکه افکار، عقاید و تألیفاتش بر آموزش معماری در آمریکا تأثیر بسزایی داشته است.

وی می نویسد:من به تعاملات اجتماعی اعتقاد دارم، پس آموزش می دهم. من باور دارم که دانشگاه یکی از آخرین مکان هایی است که از آزادی ،حمایت می کند و آن را نگاه می دارد، بنابراین ،آموزش علاوه بر ارزش های دیگرش یک عمل اجتماعی / سیاسی(socio/ political) نیز است.من به تألیف و نوشتن ،اعتقاد دارم، بنابر این، من آثار و کارها را با امیدی که در تألیفاتم گزارش داده می شوند، همراه می سازم. من واقع بین هستم و به ثبت گزارش ها اعتقاد دارم .من معتقدم گزارش دادن در حقیقت گواه وشهادت دادن است.

 

 

در این نوشتار پس از آشنایی با ،اندیشه های جان هیداک ،سیستم آموزش در مدرسه معماری کوپریونیون معرفی می گردد وتاثیر این اندیشه و برشیوه آموزشی معماری در این مدرسه مورد بررسی قرار می گیرد.