خلاصه مقاله دکتر مزینی
خلاصه ( نقدی بر مقاله " برنامه ریزی تکثرگرا و برنامه ریزی وکالتی" از پال دیویدف )
نوشته دکتر منوچهر مزینی
نظریه پل داویدف با عنوان" Advocacy planning " به فارسی" برنامه ریزی وکالتی" برگردان شده است. یعنی دفاع کردن از برنامه یا برنامه هایی در مقابل و یا در مخالفت با برنامه هایی که از جانب کارگزاران سازمانهای محلی و یا دولتی تهیه می شود. داویدف می گوید برنامه واحدی برای سامان بخشی و گسترش شهر تهیه می شود و در معرض استماع عمومی و ابراز اعتراضات و پیشنهادها و به دنبال آن جرح و تعدیل برنامه از سوی کمیسین برنامه ریزی و شهرسازان قرار می گیرد. مشکل اینجاست که تهیه کنندگان برنامه با اطلاعات و ملاحظات کافی بنا بر اعتقادات خود به تدوین برنامه پرداخته اند. اما مخالفان و منتقدان در جلساتی کوتاه بدون اطلاعات و مطالعات کافی صرفا با آگاهی از نتایج برنامه بدان واکنش نشان می دهند و چون بینش آنها به برنامه ریزی به اندازه برنامه ریزان نیست معمولا بازنده می شوند. برای رفع این مشکل داویدف پیشنهاد می کند روند برنامه ریزی شهری که در آن تنها یک برنامه تهیه می شود به سر آید و معترضان و ناقدان نیز در برابر برنامه کارگزاران محلی به تدوین برنامه دیگری بپردازند. داویدف برای اینکه سخنش را مدلل سازد از استخدام وکلای تسخیری در محاکم دادگستری که هزینه استخدام آنها و تهیه برنامه بر عهده دولت باشد مثال می آورد. نقدی که بر این سخن وارد است این است که وکلای تسخیری ممکن است چندان که باید دلسوز نباشند بدین دلیل که اغلب حق الزحمه دولتی آنها کافی نیست و دریافت آن از دولت گرفتار بورکراسی دولتی می شود. از آن مهمتر دولت یا حکومت محلی که خود تهیه کننده برنامه نخستین و مدافع آن است به نظر نمی رسد شایق به پرداخت هزینه تهیه برنامه ای باشد که خود با آن مخالف است !
وی آرزو می کند که مردم پایه هایی برای جامعه ای که بتواند امکانات مساوی برای همه شهروندان فراهم کند برقرار سازند و نیاز به برنامه هوشمندانه ای که در آن هدفهای تازه اجتماعی مشخص شده باشد مشهود است. او معتقد است که برنامه ریزی آینده باید بر اساس بازبینی ارزشهای اجتماعی و برخورد عقاید و آرا استوار باشد. او معتقد است برنامه ریز و شهرساز باید وکیل افراد، حکومتها، سازمانها و کلیه نهادهای مربوطه باشد و معتقد است برنامه ریزی باید برای اقدامات درست همواره بر اساس انتخاب و واقعیات موجود باشد. وی اضافه می کند که در روند برنامه ریزی باید بنا بر این باشد که حکومت شهری دمکراتیک را تشویق کند و شامل همه باشد، یعنی شهروند از دلایلی که پیشنهادهای طرح و برنامه بر آن استوار شده نیز آگاهی یابد و بتواند به زبان تخصصی برنامه ریزان بدانها پاسخ گوید.
"چگونگی مشارکت مردم در برنامه ریزی شهری"
عموم مردم باید به وسیله یک شهرساز وکیل و مدافع به اطلاعات تخصصی مجهز شوند. او شرکت همه گروههای اجتماعی به ویژه خانواده هایی را که درآمد اندکی دارند در روند برنامه ریزی لازم می داند .
وی با اینکه در حال حاضر تدوین و تصمیمات برنامه ریزی در آمریکا به عهده کمیسین برنامه ریزی شهرها است به مخالفت می پردازد. دلیل این امر این است که چون اعضای این کمیسین با رای عموم مردم انتخاب نمی شوند، خود را مستقیما مسئول مردم نمی دانند و تصمیمات فردی در پس اعمال نظر دسته جمعی پنهان می ماند. پیشنهاد وی این است که به جای کمیسین، تصمیمات برنامه ریزی توسط کنگره و سنای ایالات متحده صورت بگیرد. البته دکتر منوچهر مزینی در نقد این مقاله این پیشنهاد را غیر واقع بینانه می داند. به نظر وی واگذاری تصمیمات کمیسینهای برنامه ریزی محلی به مجالسی که ماهیت کشوری دارند کار را غیر مستقیمتر و مشکل را بیشتر می کند. پیشنهاد وی این است که کار این کمیسین به متخصصان مختلف واگذار شود و اعضای شورای شهر، قانع کننده ترین طرحها را بپذیرند.
داویدف ادامه می دهد که برنامه ریزی شهری نباید با برنامه ریزی کالبدی اشتباه شود. دیگر اینکه گزینه های موجود در برنامه هائی که تهیه می شود از نظر ارزشهای اجتماعی، اقتصاد و سیاست با هم متفاوت نیستند و عمدتا مربوط به تغییرات کاربری زمین می شوند. پیشنهادها به اطلاع مردم نمی رسد و گزینه های عنوان شده نیز به گونه ای نیست که علاقه مردم را به خود جلب کند و پر از اصطلاحات فنی و تخصصی است که شهروند عادی و غیر شهرسازان توان درک آنها را ندارند. او ادامه می دهد که برنامه ریزی شهری باید دانشی گسترده تر از امروز درباره ساختار تمام نیروهایی که باعث توسعه شهری می شوند داشته باشد، وی در راستای آموزش برنامه ریزان شهری پیشنهاد می کند که مدت آموزش در دوره های فوق لیسانس افزایش یابد تا درک بهتر و جامعی از شهرها داشته باشند. او می گوید: "مراد نخستین شهرسازی هماهنگی عملکردهای فراوانی است که از یکدیگر جدا هستند." وی نتیجه ای که می گیرد این است که جامعه شهری سیستمی است مرکب از عواملی که با یکدیگر روابط درونی دارند، اما درباره عملکرد این روابط دانش اندکی وجود دارد. تاکید او در این نتیجه گیری بر آموزش نسل تازه برنامه ریزان است و خصوصیاتی پسندیده و لازم در عرصه تخصص برنامه ریزی که این نسل باید داشته باشد.